تاکنون هیچ نظر و امتیازی برای این محصول ثبت نگردیده است
با زبان فارسی
کدکالا: 5397
تخفیف 10%

خمپاره های فاسد

کتاب"خمپاره های فاسد" به قلم داوود امیریان
خمپاره های فاسد
موجود
250,000 ریال
225,000 ریال

در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:

آستین بالا می‌زند و تصمیم می‌گیرد دیگر مزاحم خواب و آسایش علی مراد و دوستانش نشود و خودش به تنهایی خمپاره های فاسد را از بین ببرد! بسم الله می گوید و پشت سر هم خمپاره های زمانی را شلیک می‌کند! خمپاره‌ها صفیر کشان شلیک و دور می شوند و ابراهیم با خوشحالی می گوید:« شرتون کم، مال بد بیخ ریش صاحبش!»

علیمراد و دوستانش در خواب نازنین و شیرین هستند که با صدای شلیک خمپاره ها از خواب می‌پرند. اول به هم نگاه می کنند. علی مراد می‌پرسد:« چه خبرشده ؟»نفر اول با چشمان پف کرده می گوید:« انگار دارند خمپاره شلیک می‌کنند!»

علیمراد افراد را از نگاه می گذراند و در همان حال در دلش آنها را میشمارد.

-ما که همگی اینجایم!

نفر سوم می پرسد:« پس کار کیه؟»

علیمراد ناگهان به خود می آید. وحشت زده می چرخد به طرفی که باید ابراهیم خوابیده باشد، اما جا تر است و از بچه خبری نیست! و علی مراد جیغ بنفش میکشد.

-ای وای، خونه ات خراب؛ کار ابراهیمه!

پابرهنه بیرون می دود و دوستانش هم پشت سرش روانه می‌شوند. هروله کنان به کنار قبضه های خمپاره می‌رسند. علیمراد خنده‌ای می‌کند که ترجمه نوعی گریه است و بعد راستی راستی به گریه می‌افتد، اما همان لحظه بی سیم به کار می‌افتد، علیمراد که حدس می‌زند فرمانده از شیرین کاری ابراهیم خبردار شده و تماس گرفته تا خبر خوش اخراج شان را بدهد ،گوشی را به گوشش می چسباند .

-در خدمتم.

فرمانده با شور و خوشحالی نعره می زند:« الله اکبر، دستمریزاد شیرین کاشتید .همشون تار و مار شدند. شما از کجا فهمیدید؟!

برگرفته از صفحه ۴۷ و ۴۹ کتاب

سایر مشخصات محصول

نویسنده : داوود امیریان
انتشارات : کتابستان معرفت
شابک : 978-600-8460-54-1
موضوع : داستان فارسی-طنز
سایز : رقعی
تعداد صفحات : 216 صفحه
نوع جلد : شومیز (معمولی)

نظرات

برچسب ها