تاکنون هیچ نظر و امتیازی برای این محصول ثبت نگردیده است
با زبان فارسی
کدکالا: 7059
تخفیف 10%

اسم تو مصطفاست

کتاب « اسم تو مصطفاست » به قلم راضیه تجار
اسم تو مصطفاست
موجود
270,000 ریال
243,000 ریال

زندگی نامه داستانی مصطفی صدر زاده به روایت سمیه ابراهیم پور همسر شهید

در بخشی از متن این کتاب میخوانیم :

تعطیلات نوروز تمام شد و گل های بنفشه حاشیه باغچه ها می گفتند بهار آمده است . شب سیزدهم گفتی : « حاج حسین بادپا قراره فردا بیاد و از اینجا برنامه سفرش رو بچینه.»

دوستانت هم مثل خودت بودند. یک جا ماندن را بلد نبودند. ساعت چهار صبح بود که از کنارم بلند شدی گفتی: «دارم میرم فرودگاه ، کاری نداری؟» با پلک های بسته گفتم: « وقتی اومدی نونم بگیر!» ولی باید بلند می شدم و نمازم  را می خواندم و اسباب صبحانه را آماده می کردم. تمام شب تا صبح دل شوره داشتم . آقای بادپا که می آید  برود سوریه ، نکند تو را هم ببرد. نکند خودت هوایی شوی و راه بیفتی . شما به هم که می رسیدید انگار روح هایتان به هم گره می خورد و می شدیید مثل این پروانه هایی که دور چراغ می گردند. چنان مجذوب هم و آن شعله ای که ما نمی دیدیم و شما می دیدید می شدید که آدم غصه اش می گرفت از این همه پرت افتادگی و بی خیال شدن درباره بقیه چیزها .

بلند شدم . نمازم را خواندم ، صبحانه را آماده کردم : پنیر و گردو و کره و مربا . سفره را انداختم . نگاهم به عقربه های ساعت بود . می ترسیدم به جای آوردن جاج حسین با او بروی سوریه ، ولی دو ساعت بعد آمدی  . با حاج حسین بادپا و کسی که می گفتی اسمش سید علی است و اهل افغانستان آمدید و صبحانه خوردید و سر سفره ماحرایی را که برای سید علی اتفاق افتاده بود تعریف کردی: « سید علی توی افغانستان به قاچاقچیا پول میده تا بیارنش ایران . در حال آمدن ، توی مسجد با دست باز نماز  می خونه و همین باعث می شه بفهمن شیعه س و بزننش . در همون حال یه بار قسم می خوره به امام حسین که من شیعه نیستم و همین باعث میشه کتک بیشتری بخوره بعد فرار می کنه و خودش رو به ایران می رسونه.»

اسم تو مصطفاست / صفحه ی 177

سایر مشخصات محصول

نویسنده : راضیه تجار
انتشارات : روایت فتح
شابک : 978-600-330-206-8
موضوع : زندگی نامه شهدا / مدافعان حرم
شماره کتاب شناسی ملی :
سایز : رقعی
تعداد صفحات : 208 صفحه
نوع جلد : شومیز (معمولی)

نظرات

برچسب ها